بازدیدهاانتشارات/گلستان هنر ۱۴ (ارجاعشده از Publications/گلستان هنر ۱۴)
|
|
دانشنامهٔ
|
|
از ایرانشهرگلستان هنر ۱۴در تاریخ هنر و معماری ایرانزمین صاحب امتیاز: فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران اعضای هیئت تحریریه:
ویراستاران: ولیالله کاوسی، مهدی مقیسه لیتوگرافی: فرارنگ نشانی دفتر مجله: تهران، خ ولیعصر(عج)، جنب پارک ساعی، ش ۱۱۰۵ عنوانها و چکیده مطالبصور خیالِ مکتب شهرسازی اصفهان در نگارههاسیدمحسن حبیبی، رعناسادات حبیبی امروزه تنها در خیال اندکی از مردمان مانده است. این صور در هر هنر طوری دیگر بود؛ اما همۀ صورتهای خیال در هنرهای گوناگون با هم نسبت و قرابت داشتند؛ زیرا از فرهنگی واحد برمیخاستند. صوری که روزگاری قالب تحقق هنر و معماری و شهرسازی این سرزمین بود، در هیاهوی کمیتگرایی دوران مدرن جایی برای تحقق نمییابد. از همین روست که معماری و شهر و به تبع آن زندگی شهری دچار تشویش و بینظمی شده است. مکتب اصفهان، چه در شهرسازی و معماری و چه در نگارگری، از غنیترین مکاتب هنری ایران از نظر صور خیال است. با بررسی اصول صور خیال در دو حوزۀ شهرسازی و معماری و نگارگری مکتب اصفهان، میتوان از اعتبار این اصول اطمینان یافت و به پیوندهای واقعی هنرهای گوناگون زادۀ فرهنگی واحد پی برد. در این مقاله، ضمن مرور اصول بیان خیال در مکتب شهرسازی و معماری اصفهان، صورتهای خیال مرتبط با شهر و بنا در دو نگاره ــ نگارۀ خسرو بر در کاخ شیرین و هفتواد و کرم ــ بررسی و تحلیل شده است.
معماری و تزیینات بنای پیرحمزۀ سبزپوش ابرکوهامیرحسین کریمی، پرویز هلاکویی جایگاهی محترم داشته و محل درس و بحث و مأمن بیپناهان بوده است. مقبرۀ پیرحمزۀ سبزپوش ابرکوه نیز یکی از آن جمله و از نخستین بناهایی است که در فهرست آثار ملی استان یزد ثبت شده است. بهرغم سادگی و بیپیرایگی نمای بیرونی، نمای درونی این بنا آراسته به انواع گچبری و چندین شمسۀ رنگین و یک ازارۀ تزیینی است. اما محراب گچبریای که از آثار سدۀ ششم هجری است، از مهمترین شاخصههای آن است. بنای پیرحمزه از زمان شکلگیری اولیه در سدۀ ششم هجری تا کنون دستکم در سه مرحله مرمت و متحول شد. عمومْ این مقبره را مدفن عزیزالدین نسفی، عارف بزرگ، میدانند. او در نیمۀ دوم سدۀ هفتم هجری بر اثر هجوم مغولان، از زادگاهش بخارا گریخت و پس از سرگردانی در شهرهای مختلف، سرانجام در ابرکوه اقامت گزید و در همانجا درگذشت؛ اما هیچ سندی مبنی بر خاکسپاری او در مقبرۀ پیرحمزۀ سبزپوش در دست نیست. تزیینات این مقبره را در دو دستۀ گچبریها و نقاشیهای دیواری میتوان جای داد که دستۀ اول مربوط به سدۀ ششم و دستۀ دیگر از آثار سدۀ هشتم هجری است. مطابق بررسیها تزیینات هر دوره را با مصالحی متفاوت از دورۀ پیش اجرا کردهاند.
محوطۀ تاریخی سَپَرُوی نایینعلمدار حاجیمحمدعلیان شواهد تاریخی نشان میدهد که نایین از مناطق مهم در دورۀ ساسانیان بوده است. از جملۀ آثار ساسانی در این منطقه محوطهای است در روستای سپرو که نویسندۀ مقاله در آن مطالعۀ باستانشناختی کرده است. این محوطه دارای یک چهارطاقی با اندود گچ، قلعهای سنگی، و صفهای است که بناهایی بر آن بوده است. احتمال میرود که این محوطه مجموعهای دینی و نظامی بوده باشد که جامعهای کوچک در آن میزیستهاند.
یافتههای تازه در میدان عتیق اصفهانمحسن جاوری
در میانۀ فردوس و دارالسلطنه: نشانهشناسی اصفهان صفویهایدی والشر، ترجمهٔ اردشیر اشراقی در اوایل سدۀ یازدهم/ هفدهم، شاه عباس اول صفوی اصفهان را پایتخت خود کرد. او در باغهای جنوبی مرکز قدیمی سلجوقیان نقشهای در مقیاسی عظیم طرّاحی کرد که زایندهرود را به شهر شکوهمند تازه پیوند میداد. تلاقی راستگوشۀ خیابان چهارباغ و زایندهرود طرح چهارباغی را در مقیاسی شهری پدید آورد که ترکیبی بود از مفهوم ایرانی و اسلامی بهشت، سنتهای ایلات ترک در کاربردهای آیینی و اجتماعی باغ، و اساس پایتخت سلطنتی. نمادپردازی و بیان تصویری اصفهان در چارچوب چهارباغ نمیتواند از مفاهیم سنتی باغ و بهشت بهکلی جدا باشد؛ اما از تفسیرهای تمثیلی آن به اشارتهای دینی یا عرفانی بهشت اسلامی فراتر است و متضمن دلالتهای خاص نمادین و دلالتهای ظریف سیاسی به امپراتوری است. این نوشتار بر تحلیل هرمنوتیک باغهای صفوی مبتنی است و با تعریفی گستردهتر که از معانی سیاسی بهشت به دست میدهیم، با تفسیرهای سنتی باغهای ایرانی و اسلامی بر محور الگوی بهشت تعارض دارد.
مدلسازی شهرهای سنتی اسلامینزار الصّیاد، ترجمۀ مریم قیومی برای فهم بهتر شهرهای اسلامی، باید آنها را در زمینۀ تاریخی وسیعتری بررسی کرد. بازسازی تصوری شهرها در مقاطع تاریخی گوناگون و ساختن نمونک واقعی و رایانهای برای این شناخت مفید است. در غیاب اطلاعات باستانشناختی برای این بازسازیها، مورخان شهر و معماری ناگزیر باید به تاریخنامهها استناد کنند. از جمله کارهایی که در این زمینه شده است، بازسازی سیر تحول دمشق و قاهره، یکی در زمان امویان و دیگری در زمان فاطمیان، است.
جنبههای معماری تیموری در آسیای میانهرابرت هیلنبرند، ترجمۀ داود طبایی شکوفایی معماری «جهان ایرانی» در دورۀ تیموریانْ پیشتر، در دورۀ آل مظفر، آغاز شده بود و معماری تیموری در معماری دورۀ آل مظفر ریشه دارد. در آن بخش از خراسان که در درون مرزهای ایران امروز است، از تلفیق معماری جنوب ایران و ماوراءالنهر گونهای سبک معماری تیموری پدید آمد؛ اما مهمترین بناهای تیموری در خارج از مرزهای شمالی و شرقی ایران کنونی، بهویژه در سمرقند و هرات، است. بناهای سمرقند از دو حیث بیمانند است: یکی اینکه مظهر سبکی نو و متمایز است؛ دیگر اینکه سبک آنها در سی سال آخر سدۀ هشتم/ چهاردهم، یعنی در دورۀ رکود طرحهای عظیم معماری در ایران، تکوین یافت. معمولاً معماری تیموری را دستاورد معماران اعزامی از ایران به ماوراءالنهر میشمارند؛ اما بیشتر مقابر مجموعۀ شاه زنده پیش از حملۀ تیمور به ایران ساخته شده بود. گویا برخی از فنون طراحی و تزیین که بعدها در ایران رایج شد پیشتر در ماوراءالنهر شکل گرفته بود؛ از آن جمله ابعاد غولآسا از ویژگیهای اصلی مقتبس از معماری ماوراءالنهر بود. اما بناهای تیموری هرات شباهت بیشتری به بناهای خراسان ایران امروز دارد و شاید بتوان آنها را پلی میان ماوراءالنهر و مرکز ایران دانست. از میان مکاتب متعددی که در سدۀ نهم/ پانزدهم در ایران پدید آمد، سبک اصلی معماری تیموری در محدودۀ مثلثی بین سه شهر مشهد و سمرقند و هرات شکوفا شد. تأکید بر حداکثر بزرگی، توجه به تنوع هم در درون و هم در بیرون بنا، طراحی منطقی و متناسب، ابداع انواع تازۀ گنبد و طاق، و غنای تزیینات رنگی از ویژگیهای مهم معماری تیموری است که از ایران برخاست و در آسیای میانه ثمر داد.
سیر تحول لعاب سلادونساناز رنجی، حسین سرپولکی شگفتانگیزی چون زرینفام، مینایی، آبیوسفید جایگاهی ارزشمند دارد. نخستین بار در حدود دوهزار سال قبل از میلاد، تلاش سفالگران چینی در تولید ظروفی مشابه سنگ یشم، که نزد آنان بسیار باارزش و گرانبها بود و حرمت بسیار داشت، به ساخت ظروف سلادون انجامید. این ظروف در کشورهای دیگر، چون ایران، کره، ترکیه، همچون زادگاهش ارزشمند بود و در این سرزمینها در زمانهای مختلف تقلیدهای بسیاری از نوع اصلی آن صورت گرفت. در این زمینه، در ایران تلاشهای بسیاری شد و کانونهای متعدد ساخت ظرف سلادون پدید آمد.
تأملی در هنر قاجاری و اهمیت آنآلگ گرابار، ترجمهٔ ولیالله کاوسی آسیایی رخ نمود که هنر دورۀ قاجاریه از تأثیر آنها برکنار نماند. از این رو، شاید تداوم سنت هنرهای بصری ایران در دورۀ قاجاریه دچار گسست شده باشد. در عین حال، در آن دوره گرایشی به شکلها و مضامین هنر گذشتۀ ایران، بهویژه نقشبرجستههای ساسانی و هخامنشی، وجود داشت. همچنین در تمثالهای شاهان قاجار عناصری هست که رد آنها را بیشتر میتوان در توصیفات متون کهن یافت تا در تصاویر بازمانده از دورههای پیشین. یکی از نخستین جلوههای نقاشی قاجاری ابعاد بزرگ تصاویر بود که از گسست از گذشته حکایت میکند و در هنرهای تصویری ایران رخدادی نو محسوب میشود.
عوامل جغرافیایی در هنر ایرانیولادیمیر مینورسکی، ترجمۀ داود طبایی این مقاله را یکی از ایرانشناسان برجسته در سال ۱۳۱۰ش/ ۱۹۳۱م نوشته است و از هنگام نگارش آن نزدیک به هفتاد سال میگذرد. یافتههای این چند دهه برخی از سخنان نویسنده را نقض و برخی را تعدیل کرده است؛ با این همه، مقاله همچنان آکنده از نکتههای آموختنی است.
بررسی کتاب: تاریخچۀ تقویمی هنر و معماری اسلامیهاشم بناءپور Nasser D. Khalili, The Timeline History of Islamic Art and Architecture, China, Wroth Press, 2005. |