From EIAH
[ویرایش] گلستان هنر ۱۴
در تاریخ هنر و معماری ایرانزمین
فصلنامه، سال چهارم، شماره ۴ (شماره پیاپی ۱۴)
زمستان ۱۳۸۷
صاحب امتیاز: فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران
مدیر مسئول: میر حسین موسوی
سردبیر: مهرداد قیومی بیدهندی
اعضای هیئت تحریریه:
- یعقوب آژند استاد دانشگاه تهران
- زهرا اهری استادیار دانشگاه شهید بهشتی
- شهرام پازوکی دانشیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفهٔ ایران
- اکبر حاجیابراهیم زرگر استاد دانشگاه شهید بهشتی
- سیدمهدی حسینی استاد دانشگاه هنر و عضو پیوستهٔ فرهنگستان هنر
- محمدرضا رحیمزاده استادیار دانشگاه شهید بهشتی
- زهرا رهنورد استاد دانشگاه تهران و عضو پیوستهٔ فرهنگستان هنر
- مهرداد قیومی بیدهندی استادیار دانشگاه شهیدبهشتی و عضو وابستهٔ فرهنگستان هنر
- هایده لاله استادیار دانشگاه تهران
- هادی ندیمی استاد دانشگاه شهید بهشتی و عضو پیوسته فرهنگستان علوم
ویراستاران: ولیالله کاوسی، مهدی مقیسه
مترجم خلاصۀ انگلیسی: مریم قیومی
طراح جلد: سیدپارسا بهشتی شیرازی
امور دفتری: طیبه ایلیات
لیتوگرافی: فرارنگ
چاپ و صحافی: شادرنگ؛ کیلومتر ۱۴ جادۀ مخصوص کرج، بعد از چهارراه ایرانخودرو، خ ۴۹، ک دوم، ش ۸، تلفن: ۴۴۱۹۴۴۴۲
نشانی دفتر مجله: تهران، خ ولیعصر(عج)، جنب پارک ساعی، ش ۱۱۰۵
کد پستی: ۵۱۱ ۱۳ ۱۱۹ ۱۵
تلفن و دورنگار: ۵۲ ۸۱ ۷۲ ۸۸
پست الکترونیک سردبیر: Qayyoomi@eiah.org
[ویرایش] عنوانها و چکیده مطالب
[ویرایش] صور خیالِ مکتب شهرسازی اصفهان در نگارهها
سیدمحسن حبیبی، رعناسادات حبیبی
امروزه تنها در خیال اندکی از مردمان مانده است. این صور در هر هنر طوری دیگر بود؛ اما همۀ صورتهای خیال در هنرهای گوناگون با هم نسبت و قرابت داشتند؛ زیرا از فرهنگی واحد برمیخاستند. صوری که روزگاری قالب تحقق هنر و معماری و شهرسازی این سرزمین بود، در هیاهوی کمیتگرایی دوران مدرن جایی برای تحقق نمییابد. از همین روست که معماری و شهر و به تبع آن زندگی شهری دچار تشویش و بینظمی شده است. مکتب اصفهان، چه در شهرسازی و معماری و چه در نگارگری، از غنیترین مکاتب هنری ایران از نظر صور خیال است. با بررسی اصول صور خیال در دو حوزۀ شهرسازی و معماری و نگارگری مکتب اصفهان، میتوان از اعتبار این اصول اطمینان یافت و به پیوندهای واقعی هنرهای گوناگون زادۀ فرهنگی واحد پی برد. در این مقاله، ضمن مرور اصول بیان خیال در مکتب شهرسازی و معماری اصفهان، صورتهای خیال مرتبط با شهر و بنا در دو نگاره ــ نگارۀ خسرو بر در کاخ شیرین و هفتواد و کرم ــ بررسی و تحلیل شده است.
[ویرایش] معماری و تزیینات بنای پیرحمزۀ سبزپوش ابرکوه
امیرحسین کریمی، پرویز هلاکویی
جایگاهی محترم داشته و محل درس و بحث و مأمن بیپناهان بوده است. مقبرۀ پیرحمزۀ سبزپوش ابرکوه نیز یکی از آن جمله و از نخستین بناهایی است که در فهرست آثار ملی استان یزد ثبت شده است. بهرغم سادگی و بیپیرایگی نمای بیرونی، نمای درونی این بنا آراسته به انواع گچبری و چندین شمسۀ رنگین و یک ازارۀ تزیینی است. اما محراب گچبریای که از آثار سدۀ ششم هجری است، از مهمترین شاخصههای آن است. بنای پیرحمزه از زمان شکلگیری اولیه در سدۀ ششم هجری تا کنون دستکم در سه مرحله مرمت و متحول شد. عمومْ این مقبره را مدفن عزیزالدین نسفی، عارف بزرگ، میدانند. او در نیمۀ دوم سدۀ هفتم هجری بر اثر هجوم مغولان، از زادگاهش بخارا گریخت و پس از سرگردانی در شهرهای مختلف، سرانجام در ابرکوه اقامت گزید و در همانجا درگذشت؛ اما هیچ سندی مبنی بر خاکسپاری او در مقبرۀ پیرحمزۀ سبزپوش در دست نیست. تزیینات این مقبره را در دو دستۀ گچبریها و نقاشیهای دیواری میتوان جای داد که دستۀ اول مربوط به سدۀ ششم و دستۀ دیگر از آثار سدۀ هشتم هجری است. مطابق بررسیها تزیینات هر دوره را با مصالحی متفاوت از دورۀ پیش اجرا کردهاند.
[ویرایش] محوطۀ تاریخی سَپَرُوی نایین
علمدار حاجیمحمدعلیان
شواهد تاریخی نشان میدهد که نایین از مناطق مهم در دورۀ ساسانیان بوده است. از جملۀ آثار ساسانی در این منطقه محوطهای است در روستای سپرو که نویسندۀ مقاله در آن مطالعۀ باستانشناختی کرده است. این محوطه دارای یک چهارطاقی با اندود گچ، قلعهای سنگی، و صفهای است که بناهایی بر آن بوده است. احتمال میرود که این محوطه مجموعهای دینی و نظامی بوده باشد که جامعهای کوچک در آن میزیستهاند.
[ویرایش] یافتههای تازه در میدان عتیق اصفهان
محسن جاوری
در کاوشهای اخیر نویسنده در میدان عتیق اصفهان، نتایجی به دست آمد که بر تصور موجود از این میدان و نسبت آن با مسجد جامع اثری بنیادی میگذارد. از جملۀ نتایج این است که هیچ نشانی از استقرار پیش از اسلام در آن نیست؛ تراز کف میدان در سدههای نخست هجری ۶۰/۴ م پایینتر از کف مسجد جامع بوده است. در طی قرون، کوشیدهاند از این اختلاف تراز بکاهند. در یکی از قسمتهای این کاوش، نشانههایی از کارگاهی قاجاری به دست آمد. این کارگاه نخست کارگاه عصاری، و بعداً کارگاه قندسازی بوده است. در عمق ۳۰/۳ متری این مکان، کف و دیوارهایی آجری مربوط به اوایل دورۀ پهلوی وجود دارد.
میدان عتیق که در دورۀ سلجوقیان مرکز شهر بود، در دورۀ صفویان کمابیش از اعتبار نخست افتاد. این کاهش اعتبار ادامه یافت؛ تا جایی که بر اثر ساختوسازهای معاصر، از آن میدان چیزی جز میدان زغال کنونی نمانده است. در دورۀ سلجوقیان، مسجد جامع بر فراز بلندیای در جوار میدان قرار داشته است. در طی قرون کوشیدهاند اختلاف تراز مسجد و میدان را از بین ببرند؛ تا جایی که این اختلاف اکنون به حدود ۳۰/۱م رسیده است.
[ویرایش] در میانۀ فردوس و دارالسلطنه: نشانهشناسی اصفهان صفوی
هایدی والشر، ترجمهٔ اردشیر اشراقی
در اوایل سدۀ یازدهم/ هفدهم، شاه عباس اول صفوی اصفهان را پایتخت خود کرد. او در باغهای جنوبی مرکز قدیمی سلجوقیان نقشهای در مقیاسی عظیم طرّاحی کرد که زایندهرود را به شهر شکوهمند تازه پیوند میداد. تلاقی راستگوشۀ خیابان چهارباغ و زایندهرود طرح چهارباغی را در مقیاسی شهری پدید آورد که ترکیبی بود از مفهوم ایرانی و اسلامی بهشت، سنتهای ایلات ترک در کاربردهای آیینی و اجتماعی باغ، و اساس پایتخت سلطنتی. نمادپردازی و بیان تصویری اصفهان در چارچوب چهارباغ نمیتواند از مفاهیم سنتی باغ و بهشت بهکلی جدا باشد؛ اما از تفسیرهای تمثیلی آن به اشارتهای دینی یا عرفانی بهشت اسلامی فراتر است و متضمن دلالتهای خاص نمادین و دلالتهای ظریف سیاسی به امپراتوری است. این نوشتار بر تحلیل هرمنوتیک باغهای صفوی مبتنی است و با تعریفی گستردهتر که از معانی سیاسی بهشت به دست میدهیم، با تفسیرهای سنتی باغهای ایرانی و اسلامی بر محور الگوی بهشت تعارض دارد.
[ویرایش] مدلسازی شهرهای سنتی اسلامی
نزار الصّیاد، ترجمۀ مریم قیومی
برای فهم بهتر شهرهای اسلامی، باید آنها را در زمینۀ تاریخی وسیعتری بررسی کرد. بازسازی تصوری شهرها در مقاطع تاریخی گوناگون و ساختن نمونک واقعی و رایانهای برای این شناخت مفید است. در غیاب اطلاعات باستانشناختی برای این بازسازیها، مورخان شهر و معماری ناگزیر باید به تاریخنامهها استناد کنند. از جمله کارهایی که در این زمینه شده است، بازسازی سیر تحول دمشق و قاهره، یکی در زمان امویان و دیگری در زمان فاطمیان، است.
دمشق که پایتخت یک کشور کوچک آرامی بود، پس از سلطۀ اسکندر و سپس رومیان، کلانشهر یونانیـ رومی و بعدها به شهری بیزانسی بدل شد. مسلمانان که شهر را تصرف کردند، بهرغم ایجاد تحول اساسی فرهنگی در شهر، دستکم تا هنگامی که بنیامیه آن را پایتخت خود ساختند، ساختار و تصویر عمومی آن را دگرگون نکردند.
فاطمیان در مصر به پایتختی نیاز داشتند که با بغداد هماوردی کند و مرکز فکری و دینی جهان اسلام باشد. جوهر، سردار خلیفه المعز لدین الله، شهر جدید قاهره را در شمال شهر قدیم فسطاط و به موازات نیل بنا کرد. الگوی این شهر مستطیل و شامل بارو و دروازهها، کاخ خلیفه، مسجد، میدانها، املاک لشکریان، و بستانهای موجود از قبل بود. کاخ خلافت با میدانها و باغهایی از محیط پیرامونش و از جنوب با رحبهای از مسجد جامع جدا میشد که خلیفه المعز اولین نماز جمعه را در آن امامت کرد. تصویر کلی قاهره در دورۀ المعز، با شبکه منظمی از خیابانهای عریض و میدانهای باز، با تصویر قالبی شهر اسلامی بسیار متفاوت است. العزیز پسر المعز نیز بعد از او سازندگیهایش را با بناهایی چون قصرالبحر و مسجد حکیم ادامه داد. بدرالجمالیِ وزیرْ شهر را با استفاده از سنگهای معابد مصر باستان نو کرد و گسترش داد.
فهم صحیح و کامل تاریخ شهرهای اسلامی نیازمند ایجاد پایگاه اطلاعات تاریخی همراه با تصاویر و شبیهسازیهای رایانهای است تا از این راه، بابی جدید را در تاریخ صورت شهر گشوده شود.
[ویرایش] جنبههای معماری تیموری در آسیای میانه
رابرت هیلنبرند، ترجمۀ داود طبایی
شکوفایی معماری «جهان ایرانی» در دورۀ تیموریانْ پیشتر، در دورۀ آل مظفر، آغاز شده بود و معماری تیموری در معماری دورۀ آل مظفر ریشه دارد. در آن بخش از خراسان که در درون مرزهای ایران امروز است، از تلفیق معماری جنوب ایران و ماوراءالنهر گونهای سبک معماری تیموری پدید آمد؛ اما مهمترین بناهای تیموری در خارج از مرزهای شمالی و شرقی ایران کنونی، بهویژه در سمرقند و هرات، است. بناهای سمرقند از دو حیث بیمانند است: یکی اینکه مظهر سبکی نو و متمایز است؛ دیگر اینکه سبک آنها در سی سال آخر سدۀ هشتم/ چهاردهم، یعنی در دورۀ رکود طرحهای عظیم معماری در ایران، تکوین یافت. معمولاً معماری تیموری را دستاورد معماران اعزامی از ایران به ماوراءالنهر میشمارند؛ اما بیشتر مقابر مجموعۀ شاه زنده پیش از حملۀ تیمور به ایران ساخته شده بود. گویا برخی از فنون طراحی و تزیین که بعدها در ایران رایج شد پیشتر در ماوراءالنهر شکل گرفته بود؛ از آن جمله ابعاد غولآسا از ویژگیهای اصلی مقتبس از معماری ماوراءالنهر بود. اما بناهای تیموری هرات شباهت بیشتری به بناهای خراسان ایران امروز دارد و شاید بتوان آنها را پلی میان ماوراءالنهر و مرکز ایران دانست. از میان مکاتب متعددی که در سدۀ نهم/ پانزدهم در ایران پدید آمد، سبک اصلی معماری تیموری در محدودۀ مثلثی بین سه شهر مشهد و سمرقند و هرات شکوفا شد. تأکید بر حداکثر بزرگی، توجه به تنوع هم در درون و هم در بیرون بنا، طراحی منطقی و متناسب، ابداع انواع تازۀ گنبد و طاق، و غنای تزیینات رنگی از ویژگیهای مهم معماری تیموری است که از ایران برخاست و در آسیای میانه ثمر داد.
[ویرایش] سیر تحول لعاب سلادون
ساناز رنجی، حسین سرپولکی
شگفتانگیزی چون زرینفام، مینایی، آبیوسفید جایگاهی ارزشمند دارد. نخستین بار در حدود دوهزار سال قبل از میلاد، تلاش سفالگران چینی در تولید ظروفی مشابه سنگ یشم، که نزد آنان بسیار باارزش و گرانبها بود و حرمت بسیار داشت، به ساخت ظروف سلادون انجامید. این ظروف در کشورهای دیگر، چون ایران، کره، ترکیه، همچون زادگاهش ارزشمند بود و در این سرزمینها در زمانهای مختلف تقلیدهای بسیاری از نوع اصلی آن صورت گرفت. در این زمینه، در ایران تلاشهای بسیاری شد و کانونهای متعدد ساخت ظرف سلادون پدید آمد.
در زمان حملۀ مغولان، که سفالگری ایرانی به لحاظ ویران شدن بسیاری از مراکز اصلی دچار رکود نسبی شده بود, ظهور ظروف سلادون در منطقۀ کرمان به این هنر و صنعت دوباره جان بخشید؛ آنچنانکه در برخی از منابع، از سفال ایرانی در ذیل سفال کرمان یاد شده است. این شکوفایی در دورههای تیموریان و صفویان نیز ادامه یافت و مراکز گوناگون سفالگری با لعاب سلادون در ایران فعال شد. سفالگران ایرانی اگرچه از الگوهای چینی تقلید میکردند، بهتدریج ذوق و فن ایرانی را نیز در آن وارد کردند و سلادونی خاص ایران پدید آوردند.
[ویرایش] تأملی در هنر قاجاری و اهمیت آن
آلگ گرابار، ترجمهٔ ولیالله کاوسی
آسیایی رخ نمود که هنر دورۀ قاجاریه از تأثیر آنها برکنار نماند. از این رو، شاید تداوم سنت هنرهای بصری ایران در دورۀ قاجاریه دچار گسست شده باشد. در عین حال، در آن دوره گرایشی به شکلها و مضامین هنر گذشتۀ ایران، بهویژه نقشبرجستههای ساسانی و هخامنشی، وجود داشت. همچنین در تمثالهای شاهان قاجار عناصری هست که رد آنها را بیشتر میتوان در توصیفات متون کهن یافت تا در تصاویر بازمانده از دورههای پیشین. یکی از نخستین جلوههای نقاشی قاجاری ابعاد بزرگ تصاویر بود که از گسست از گذشته حکایت میکند و در هنرهای تصویری ایران رخدادی نو محسوب میشود.
بین هنر اوایل و اواخر دورۀ قاجاریه تفاوت بسیاری هست که پیدایش عکاسی را میتوان از علل اصلی آن شمرد. در نقاشی قاجاری بهرغم یکنواختی و بیحالتی چهرهها و اندامها، گونهای جذابیت به چشم میخورد که ناشی از سادگی غریزی آنهاست. این آثار ابزار قدرتنمایی شاهان قاجار نیست؛ بلکه از مدرنیتهای اصیل و نوعی عوامگرایی حکایت میکند. طلب این مدرنیته در هنر قاجار جذابترین جنبۀ آن است و آنچه اکنون از هنر قاجاری باقی است حاصل همین جستجوست.
[ویرایش] عوامل جغرافیایی در هنر ایرانی
ولادیمیر مینورسکی، ترجمۀ داود طبایی
این مقاله را یکی از ایرانشناسان برجسته در سال ۱۳۱۰ش/ ۱۹۳۱م نوشته است و از هنگام نگارش آن نزدیک به هفتاد سال میگذرد. یافتههای این چند دهه برخی از سخنان نویسنده را نقض و برخی را تعدیل کرده است؛ با این همه، مقاله همچنان آکنده از نکتههای آموختنی است.
نویسنده سخن خود را با طرح موضوع اثر جغرافیا به منزلۀ محیط طبیعی هنرمند و تأثیر آن بر هنر ایرانی آغاز میکند و برای این منظور، از نگارگری و باغسازی و قالیبافی نمونه میآورد. به نظر او، مطالعۀ موضعنگارانۀ هنر ایرانی به لحاظ دو ویژگی اصلی تاریخ این کشور بسیار مفید است: تعدّد پایتختهای کشور و تغییر پیاپی مقام اصلی حکومت. تحقیق منجر به این مقاله بیشتر بر آثار معماری متکی بوده است؛ هم از آن رو که این آثار بهترین شواهد زندگی شهری است و هم بدین جهت که احداث هر بنای مهم مستلزم همکاری هنرمندان گوناگون است.
نویسنده سپس به نسبت میان آثار معماری و شهر (و گاهی هنرهای دیگر) با موضع جغرافیایی در هریک از ادوار تاریخ ایرانی میپردازد و تراکم آثار هریک از سلسلهها را، از هخامنشیان تا قاجاریان، در ایرانزمین بررسی میکند.
بخش دوم مقاله به دو حوزۀ شرقی و غربی ایرانزمین (بهویژه خراسان و عراق) و میزان اهمیت آنها در تاریخ فرهنگ ایران اختصاص دارد. در این بخش، نویسنده بحثی کتبی میان برجستهترین ایرانشناسان آن زمان را در این باره نقل کرده است.
گلستان هنر
[ویرایش] بررسی کتاب: تاریخچۀ تقویمی هنر و معماری اسلامی
هاشم بناءپور
Nasser D. Khalili, The Timeline History of Islamic Art and Architecture, China, Wroth Press, 2005.




