دایرةالمعارف فارسی/1007
از Aratta
مشخصات کتابشناسی:
- مصاحب، غلامحسین، دایرةالمعارف فارسی ،جلد ۱، صفحه۱۸۲
- مدخل:
- نوع یادداشت: مستقیم
یادداشت: (مرور) (خروجی RDF)
آقا محمدخان دح (۱۱۵۵-۱۲۱۰یا۱۲۱۱ق).// حک (۱۱۹۳-۱۲۱۱ق).// تض مؤسس و اولین پادشاه سلسلۀ قاجاریه و پسر ارشد محمدحسنخان قاجار است که در استرآباد به دنیا آمد. در شش سالگی عادلشاه افشارحضی (اخته) گشت. قسمتی از دوران جوانی او در شیراز تحتنظر کریمخان گذشت و چون خود را نهانی برای سلطنت آماده میکرد غالب اوقات خود را به مطالعه میگذرانید. کریمخان مکرر با او مشورت میکرد و او را پیران وسیه میخواند. بعد از وفات کریمخان در سال (۱۱۹۳ق) وی به دعوی سلطنت پرداخت و یکچند یکی از احفاد شاه طهماسب دوم صفوی را بنام سلطان محمدثانی در تهران به سلطنت گذاشت (۱۲۰۰ق). پش از فتح و تصرف اکثر بلاد شمالی و مرکزی ایران خود را از معارضۀبرادران خود آسوده کرد (۱۲۰۴ق). انگاه فارس و کرمان را گرفت و لطفعلیخان زند را مغلوب و اسیر کرد و با اهانت کشت (۱۲۰۸ق). در سال بعد ۱۲۰۹ تفلیس را تصرف و غارت کرد چون حاکم آن به حمایت روسیه درآمده بود. در سال ۱۲۱۰ق در تهران تاجگذاری کرد. آنگاه به خراسان رفت و شاهرخ افشار را که پیری نابینا بود با شکنجه کشت و جواهرات او را گرفت. در سال ۱۲۱۱ق از ارس گذشت و قلعه شوشی را تصرف کرد. سه روز پس از فتح به دست چند تن از ملازمانش که محکوم به مرگ شدهبودند به قتل رسید و جنازهاش به نجف اشرف منتقل شد. او بسیار مدبر و حیلهگر بود و تا کار به تدبیر برمیآمد دست به شمشیر نمیبرد و به قول وزیرش حاجی ابراهیمخان کلانتر هرگز سرش برای دستش کاری باقینمیگذاشت..
برچسبهای معنایی
- آثار مرتبط:
- اشخاص مرتبط:
- دورههای تاریخی مرتبط:
- رویدادهای مرتبط:
- نامهای جغرافیای مرتبط:
- اصطلاح مرتبط:
- شرح: آقا محمدخان
| توصیف | آقا محمدخان |
| جلد | ۱ + |
| صفحه(ها) | ۱۸۲ + |
| مدخل | warning.pngEmpty strings are not accepted. |
| منبع | دایرةالمعارف فارسی + |
| نوع یادداشت | مستقیم |
| یادداشت | آقا محمدخان دح (۱۱۵۵-۱۲۱۰یا۱۲۱۱ق) … آقا محمدخان دح (۱۱۵۵-۱۲۱۰یا۱۲۱۱ق).// حک (۱۱۹۳-۱۲۱۱ق).// تض مؤسس و اولین پادشاه سلسلۀ قاجاریه و پسر ارشد محمدحسنخان قاجار است که در استرآباد به دنیا آمد. در شش سالگی عادلشاه افشارحضی (اخته) گشت. قسمتی از دوران جوانی او در شیراز تحتنظر کریمخان گذشت و چون خود را نهانی برای سلطنت آماده میکرد غالب اوقات خود را به مطالعه میگذرانید. کریمخان مکرر با او مشورت میکرد و او را پیران وسیه میخواند. بعد از وفات کریمخان در سال (۱۱۹۳ق) وی به دعوی سلطنت پرداخت و یکچند یکی از احفاد شاه طهماسب دوم صفوی را بنام سلطان محمدثانی در تهران به سلطنت گذاشت (۱۲۰۰ق). پش از فتح و تصرف اکثر بلاد شمالی و مرکزی ایران خود را از معارضۀبرادران خود آسوده کرد (۱۲۰۴ق). انگاه فارس و کرمان را گرفت و لطفعلیخان زند را مغلوب و اسیر کرد و با اهانت کشت (۱۲۰۸ق). در سال بعد ۱۲۰۹ تفلیس را تصرف و غارت کرد چون حاکم آن به حمایت روسیه درآمده بود. در سال ۱۲۱۰ق در تهران تاجگذاری کرد. آنگاه به خراسان رفت و شاهرخ افشار را که پیری نابینا بود با شکنجه کشت و جواهرات او را گرفت. در سال ۱۲۱۱ق از ارس گذشت و قلعه شوشی را تصرف کرد. سه روز پس از فتح به دست چند تن از ملازمانش که محکوم به مرگ شدهبودند به قتل رسید و جنازهاش به نجف اشرف منتقل شد. او بسیار مدبر و حیلهگر بود و تا کار به تدبیر برمیآمد دست به شمشیر نمیبرد و به قول وزیرش حاجی ابراهیمخان کلانتر هرگز سرش برای دستش کاری باقینمیگذاشت.. ر هرگز سرش برای دستش کاری باقینمیگذاشت.. |
